از یک روز به آنطرف تر
به یقین ِ تنهایی می رسی ..
برآورد می کنی کمّیتِ آدم های دور و برت را .. که
هر چه بیشتر باشند،
کیفیت تنهایی ات اعلی تر می شود..
یقین تنهایی یعنی
بی کسی ات را در پستوی ذهنت پنهان می کنی تا
مبادا احدی بویی ببرد که
پشت لبخندهای شیک و تمیزت ،
چه زهر خنده هایی خاک می خورند .. که
خوب می دانی
هیچ کس هنوز آنقدر عینی نیست تا
تو را از ذهنیت ِ تنهایی ات، بیرون بکشد ...
برچسب: شب است شبهای پاییزی,شب است و در سکوت شب نشسته ام,شب مانده است وبا شب,شب مانده است و با شب تاریکی فشرده,عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب,
نویسنده: کسری موسوی